X
تبلیغات
{ حاج محمد میرزاوند}{صحفه نخست( اصلی)}

افتاو زیه


راس راس کنی


رتک زیه گُلوَنی


هُنمی


چش راسم


گُلوَنی


سَروَن بُنوار  زنَو،پیااُ لرسونی


گُلوَنی


دَ رنگ رشمه 


بی نظیری


دَ زِمی دَ زیرآسمونی


گُلوَنی


...................................
افتاو زیه=صبح شدن

راس راس کنی=ماجرایی که حقیقت دارد

رتک زیه=تکان ،حرکت، جنبش

هُنمی= عزیزمی-هستی ام

چش راسم=دوست داشتنی

گُلوَنی=سربند زنانه مخصوص زنان لرستان که از پارچه ابریشمی رنگین وبسیار زیبا

سَروَن =(گُلوَنی) روسری ظریف وگلدار ابریشمی که به شکل خاص وزیبا بسته ودنباله آن از پشت سر آویز است

بُنوار=سر منزل- منزلگه

پیااُ=مردها

زنَو= زنان

رنگ رشمه=کنایه از زیبائی-خوش رنگ بودن-آرایش کردن

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در چهارشنبه 27 فروردین1393 و ساعت 1:0 قبل از ظهر |

سفرۀ دل مان،

 بهِ از هفت سین بهاری    

 همیشه باشد 

 درونش رنگ خدائی  

تا در این فصل نو

سجده  کنیم بر او به دعا

برازنده کند زندگی همگان را

برازنده=شایسته،لایق،زیبنده

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در پنجشنبه 29 اسفند1392 و ساعت 1:53 بعد از ظهر |

خالق  عالم

چه دوست داشت

روز خلقت تو

نگذاشت نقصی

در ذات نفس تو

ای شاهد

توباخاک ناب ملکوت

زاده ای

که

بیس خود باوری

در ،وجودمان

 ساخته ای

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در شنبه 17 اسفند1392 و ساعت 4:24 بعد از ظهر |

سیاستمداران
دهل دریده


سوت زبان شان
میز پوسیده

   همگان
     می دانند 

   
روبا وشغال
هر،دو یکسانند

از نفسِ راحت
هر، دو بیمارند

در مکرُ حیله
باهم همکارند

ذاتشان است
که دغل کارند

چون که طاقت
آفتاب  ندارند

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در جمعه 25 بهمن1392 و ساعت 10:0 بعد از ظهر |

جانان من

قبلگاه ،

بوسیه
چشمان من 


سبز وسفید و سرُخ
خوش رنگ من


ای نشان
اقیانوس
فرهنگ تمدون من

بهِ ؛از برگهای
 قارۀسبز جهانی

چو ،خورشید الله
درخشانی

روح سفیدت
نشان
صدق وصفاست

خط سرخ ت
حصار
عبرت جهانی

ای جاوید من

تو
نشان
غرور وافتدار
 ملّت
ایرانی


+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در یکشنبه 20 بهمن1392 و ساعت 5:2 بعد از ظهر |

تزئین

و

رقص

این

گهواره

دیگر

کودک

را

 آرام

نمی کند

اما

شیرین کاری

کودک

همۀ

عالم

را

کیش ومات

کرد

و

حالا

بلوغ 

خود را

جشن

می گیرد


+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در سه شنبه 24 دی1392 و ساعت 2:46 بعد از ظهر |

  چو

  نشکند


قفل با کلید

حرمت قلب

خاک شود


خاک شود
     در
 شب غریب

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در پنجشنبه 5 دی1392 و ساعت 6:54 بعد از ظهر |

این روزها

نگاه  مادر

چنان

رنجم می دهد 

که

 شلیک   ابرهایم 

درغرش

آسمان  دلم

 سوت می زنند

  و

    همۀ اندام تنم

از شدت

 سیل شان

غرق

خونابه می گردد

 

.................////////////////

ای ساقی می من

پیکر ساز تن من

ای ره معراج من

قبلۀ مناجات من

اسرار خواب خیالم

ای مام جانان من

گویم، تاکه جان دارم

از بهر تو گام بردارم

 

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در سه شنبه 8 مرداد1392 و ساعت 4:24 بعد از ظهر |

گر،

گردن زنند

 گردن کُلفت

    دُزد

عبرت گیرد

پادو ی ،پادوی

پا،پتی ،لخت

پادو=کسی که برای کاری دوندگی کند

لخت=برهنه 

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در جمعه 25 بهمن1392 و ساعت 10:52 بعد از ظهر |
 

 می بینید
همه

پای کاریم

آماده

کار زاریم

ما

از بی ادبی

 بیزاریم 

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در جمعه 25 بهمن1392 و ساعت 10:4 بعد از ظهر |
                     انقلاب   ما  انفجار  نور   بود
+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در پنجشنبه 17 بهمن1392 و ساعت 10:8 بعد از ظهر |

میا ،سربنی دَ ایی گرونی.

غُصه، بوحرن تا سالی هنی.

تلاش هشت ساله

اشتغال زائی!!

 بیچاره شو کرد

سی پُختی چای .

خدا ، واشونه

ژارو ، فقیرو.

تقاص شو ، میسونه

دَ او سوارو

 

 

 پختی چای= اندکی چای که درون قوری خانگی ریخته می شو

 

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در سه شنبه 8 بهمن1392 و ساعت 1:4 بعد از ظهر |

ای

 میر شب

بد ،مستو

دیوانه وار

 گرفتی

    ره 
شوره زار

پلشتی

را  

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در پنجشنبه 5 دی1392 و ساعت 6:40 بعد از ظهر |
            السلام علیک یا اباعبدالله الحسین  (ع)


هر هر

کاخ های

 کوفه، شام

 محو ،ویران گشت

                

                     خون سرخ

                                 هفتادو تن

                                       همچنان

                                             زینت حق گشت

                      ایام سوگواری وپیروزی خون بر شمشیرتسلیت باد

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در جمعه 17 آبان1392 و ساعت 3:3 قبل از ظهر |

گاهی

ازتب و  لرز

بهم می ریزد

چنان به خود

می پیچد

بی پروا

زوزه می کشد

شوخ چشم

که

همۀ صف را

به خود می دوزد

و

درخلوتی خیس

برای همیشه

به یادگار

قاب می کند



شوخ چشم=بی حیا،بی شرم،


+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در یکشنبه 5 آبان1392 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |



ازدور پیدا بود.
کم کم ،


گام هایش
محکم بر زمین
می کوبد.


قرص نبودن
دهانش.


با،رها کردن
نفسش



خواب را
از
دیدگان ربود


    اما


همگان غافلگیر
       و
زیبائی پائیزیش
      را
جشن گرفتند

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در دوشنبه 8 مهر1392 و ساعت 6:18 بعد از ظهر |

یا رب ..


تشنۀبارانتم


جاری کن


بر آتش جانم

تا ،محو شود 

   
  بار گناهم

.............

+ نوشته شده توسط حاج محمد میرزاوند hajmohammad mirzavan در دوشنبه 8 مهر1392 و ساعت 5:18 بعد از ظهر |